سوارنظام ايران در دوره اشكانيان به دو قسمت تقسيم مي شود :
سوارنظام سبك اسلحه
عامل حركت و مانور بود . اسلحه اين سوارها منحصر به تير و كمان و بيشتر براي حركات سريع سواره ، عمليات تاخيري ، دستبرد ، اكتشاف و پوشش به كار مي رفتند .
مهرت و زبردستي آنها در تير اندازي به حدي بود كه در موقع تاخت به چابكي روي زين برگشته و به طور قيقاج تير مي انداختند و با اين وصف تيرشان كمتر به خطا مي رفت . در ابتداي جنگ دسته هاي سوار سبك اسلحه از هر طرف به دشمن حمله مي بردند و تير هاي خود را به شدت بر سر دسمن مي باريدند و تلفاتي به او وارد مي ساختند. اگر دشمن مبادرت به حمله مي كرد اينها از درآويختن با وي و مبارزه تن به تن احتراز و به سرعت مانور عقب نشيني مي كردند .ولي در عين حال دست از تيراندازي و اذيت دشمن بر نمي داشتند .
بنا به گفته برخي از مورخين كار ديگر اين سوار ها بلند كردن گرد و خاك بود تا دشمن قادر بر تشخيص ميزان استعداد و يا سمت عقب نشيني آنها نشود .
سوارنظام سنگين اسلحه
عامل ضربت و جنگ نزديك بود . اين سوار ها سراپا غرق آهن و پولاد مي شدند . اسلحه تدافعي آنها عبارت از جوشن چرمي بلندي بود كه تا زانو مي رسيد و روي آن قطعاتي از آهن و پولاد مي دوختند . كلاه خود فلزي آنها طوري بود كه تا پشت گردن و قسمتي از صورت را محفوظ مي داشت .شلوار چرمي و تقريبا تا روي پا مي رسيد . اسب هاي خود را با برگستواني از چرم شتر مي پوشانيدند كه روي آنها هم قطعاتي از آهن و پولاد و به شكل پر مرغ دوخته شده بود و تمام اين قطعات صيقلي و براق بودند . اما راجع به اينكه اين سوار ها سپر هم داشتند يا خير فقط پلوتارك اسمي از سپر هاي پوست يا آهني مي برد ولي در جاهاي ديگر ديده نشده است .اسلحه تعرضي اين سوار ها عبارت از يك نيزه بلند خيلي محكم بود كه طول آنها به دو متر مي رسيد و قدرت بازوي سوار در نيزه زني با اندازه اي بود كه غالبا با يك ضربت دو نفر را به هم مي دوخت . به علاوه يك شمشير كوتاه دو دمه با يك كارد به كمر مي اويختند كه در مبارزه تن به تن استفاده مي شد . بعضي از اين سوار ها تير و كمان هم با خود داشتند . اسلحه و تجهيزات پارتي در جلوي اشعه آفتاب به اندازه اي درخشان و باشكوه بود كه چشم ها را خيره مي نمود و به اين دليل بعضي اوقات براي اينكه توجه دشمن را از دور به خود جلب ننمايند روپوش بلندي به تن مي كردند ( اولين برخورد سورنا با كراسوس در نبرد كاره)
در ارتش پارت به پياده نظام زياد اهميت نمي دهند و عده اين صنف نسبت به سوار نظام خيلي كم و فقط براي حراست اردوگاه ها و حفظ دژها و دربندها و خدمات اردويي به كار مي روند .
چنانكه در جنگ اردوان پنجم با روميان ديده شد پارتي ها قسمت هاي شترسوار هم داشته اند ولي از قرار معلوم قسمت هاي شترسوار فقط در آخر دولت اشكاني ايجاد شد و در واقع جانشين سوارنظام سنگين اسلحه بود . ولي در همين جنگ رومي ها گلوله هاي كوچك و خارداري در زمين جنگ پاشيدند و پاي شتر ها را صدمه زده و از سرعت حركت آنها كاستند به اين دليل در دوره هاي بعد ديگر قسمت شترسوار در ارتش ايران ديده نمي شود .
"ژوستن" مورخ رومي در توصيف رشادت پارتي ها اين طور مي نويسد :
« بايد با حيرت و تحسين به شجاعت پارتي ها نگريست . پارتي ها در نتيجه اين رشادت مردماني را كه بر آنها سيادت داشتند تابع خويش ساختند . حتي دولت روم هم در زماني كه به اوج قدرت خود رسيده بود سه مرتبه با بهترين سردارانش به آنها حمله كرد و در نتيجه دريافت پارتي ها يگانه مردمي هستند كه نه تنها با رومي ها برابرند بلكه فاتح رومي ها محسوب مي شوند . »
پايان ارتش اشكاني
ادامه دارد ......