قبل از اينكه به فصل بعد وارد شده و شرحي بر جنگ هاي ايران وروم در دوره ساسانيان بنويسم ، بد نيست كه در پايان دوره اشكانيان توضيحاتي چند از وضعيت و آداب و رسوم ارتش هاي اشكاني و روم براي شما دوستان نوشته و به معرفي اين دو ارتش بزرگ بپردازم .
جنگ هاي ايران و روم در دوره اشكانيان مهمترين جنگ هايي است كه در تاريخ ايران مي توان سراغ داشت . گر چه دنباله اين جنگ ها در عصر ساسانيان چهار قرن ديگر دوام پيدا مي كند ، ولي نيروي نظامي روم در زمان اشكانيان به مراتب قوي تر از دوره ساسانيان است چه از يك طرف امپراطوري روم به اوج ترقي خود رسيده و سرداران قابل و لژيون هاي جنگ آزموده او در اين دوره بطوري سرمست فتوحات "كارتاژ ، اسپانيا ، گُل و پُن " هستند كه دولت اشكاني را در مقابل خود به هيچ مي شمارند و پيش خود فكر مي كنند كه پس از غلبه بر آنهمه ملل رشيد و جنگجوي عالم فتح كشور ايران كار آساني است و با همين فكر پرغرور فاتحانه تا كنار فرات مي تازند .
از طرف ديگر در اثر جنگ هاي مغرب دولت روم فرماندهان بزرگي مانند سيپيون، ژول سزار ، پمپه ، آنتوان و غيره پيدا كرده بود و اينها ارزش جنگي پياده نظام رومي را به اندازه اي رسانيدند كه از حيث روحيه ، انظباط و رزم آزمايي در دنياي آنروز بي نظير بود و به هر كجا كه پاي مي گذاشت فاتح و پيروز مي شد .
با اين اوصاف چنانچه كه ديده شد همين لژيون هاي ممتاز روم در نخستين برخورد با سوار نظام ايران طوري عاجز و زبون شدند كه به قول مورخين خودشان از آن به بعد هر وقت خبر لشكركشي به ايران انتشار مي يافت پشت سربازان سلحشور و لژيونرهاي دلير رومي به لرزه در مي آمد .
اينك براي اينكه اهميت نظامي اين جنگ ها معلوم شود وضعيت ارتش هاي طرفين را به صورت كلي مورد مطالعه قرار مي دهيم .
ادامه دارد .....