تبليغاتX
كوروش ، شهريار روشنايي ها
اين بلاگ مطالبي است برگرفته از باز سرايي كتيبه هاي كوروش

۱. تاريخچه :

 

درست است كه دولت روم به ضرب شمشير و زور بازوي سربازان خويش موفق به تسخير عالم گرديد ولي ارتش رومي در طول زمان تغييرات بزرگي حاصل نمود تا اينكه به صورت منظم دوره ژول سزار رسيد .

در ابتدا نيروي نظامي روم مانند ساير اقوام لاتين و يوناني به شكل واحدهاي معين و دائمي نبود ، بلكه هر وقت شروع به جنگ مي شد به احضار سربازان مي پرداختند و تمام روميان مي بايست به خرج خود اسلحه و لوازم سفر تهيه ديده و براي خدمت نظام حاضر بشوند ، بدون اينكه از طرف دولت به آنها جيره يا مواجبي داده شود و البته اسلحه و تجهيزات آنها متنوع و مختلف بود .

از بين طبقات مردم آنهايي كه از وضعيت مالي خوبي برخوردار بودند به صورت سواره حاضر مي شدند ( به آنها Equites مي گفتند) و كساني كه قادر بر تهيه لوازم جنگ نبودند خارج از صفوف اصلي ارتش مبارزه مي كردند و به دشمن سنگ يا تير مي انداختند و اينها را "وليت" (Velites) مي خواندند .

ولي در زمان سرويوس توليوس در ارتش روم اصلاحاتي به عمل آمد ، بر تعداد سربازان افزوده شد و اسلحه و تجهيزات آنها شكل مرتبي به خود گرفت . سرويوس همانطوري كه مردم روم را بنا بر مكنت و توانايي آنها به هفت طبقه تقسيم نموده بود سپاهيان را هم به چند دسته تقسيم كرد . آخرين طبقه ملت كه به كلي ناچيز و بي توش و توان بودند ( به آنها Proletaires مي گفتند) از شرف سربازي محروم ماندند .

بر طبق اين تقسيم دسته اول شامل شواليه ها و صنف سوار بود . ساير دسته ها در جزو صنف پياده خدمت مي كردند . ولي هر دسته اسلحه مخصوص به خود را داشت . مثلا افراد دسته دوم داراي  كلاه خود ، سپر گرد فلزي ، جوشن ، زانوبند ، نيزه و شمشير بودند .

نفرات دسته سوم و چهارم سپر بزرگ چوبي داستند كه روي آن پوشيده از چرم و قطعات آهن بود.

افراد دسته پنجم داراي نيزه بلند و تير و كمان ولي بدون جوشن بودند . دسته ششم فقط داراي فلاخن و به طور "وليت" مي جنگيدند .

آرايش جنگي آنها مثل مردم اسپارت و مقدونيه به شكل فالانژ و از صفوف جمع و متراكمي تشكيل مي شد .

در اين آرايش سربازاني كه اسلحه و تجهيزات آنها كاملتر از سايرين بود صفهاي جلو را اشغال مي كردند .

لشكريان روم در اول بهار احضار مي شدند و در فصل زمستان آنها را مرخص مي كردند كه پي كار عادي خود بروند .

بعد ها در زمان " كاميل" به دليل جنگ هايي كه با اهالي "گُل" و ساير طوايف بزرگ داشتند براي سربازها جيره نقدي معين كردند .

اما در دوره ماريوس اوضاع ارتش به كلي تغيير كرد و تمام مردم داخل خدمت سربازي شدند. به اين ترتيب كساني كه در خدمت ارتش پذيرفته مي شدند حرفه ديگري جز حرفه سربازي نداشتند و از همين راه زندگي مي كردند و پس از خاتمه جنگ هم در خدمت باقي بودند . اسلحه و تجهيزات آنها يكنواخت شد و صنف سوار نيز ديگر مثل سابق صنف انحصاري متمولين نبود . تشكيلات قطعي " لژيون " از همين دوره شروع شد .

ادامه دارد ....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 13:20  توسط آذربرزين  | 

 

   ۲. سوارنظام

 

 

سوارنظام ايران در دوره اشكانيان به دو قسمت تقسيم مي شود :

  • سوارنظام سبك اسلحه
  • سوارنظام سنگين اسلحه

 

سوارنظام سبك اسلحه

عامل حركت و مانور بود . اسلحه اين سوارها منحصر به تير و كمان و بيشتر براي حركات سريع سواره ، عمليات تاخيري ، دستبرد ، اكتشاف و پوشش به كار مي رفتند .

مهرت و زبردستي آنها در تير اندازي به حدي بود كه در موقع تاخت به چابكي روي زين برگشته و به طور قيقاج تير مي انداختند و با اين وصف تيرشان كمتر به خطا مي رفت . در ابتداي جنگ دسته هاي سوار سبك اسلحه از هر طرف به دشمن حمله مي بردند و تير هاي خود را به شدت بر سر دسمن مي باريدند و تلفاتي به او وارد مي ساختند. اگر دشمن مبادرت به حمله مي كرد اينها از درآويختن با وي و مبارزه تن به تن احتراز و به سرعت مانور عقب نشيني  مي كردند .ولي در عين حال دست از تيراندازي و اذيت دشمن بر نمي داشتند .

بنا به گفته برخي از مورخين كار ديگر اين سوار ها بلند كردن گرد و خاك بود تا دشمن قادر بر تشخيص ميزان استعداد و يا سمت عقب نشيني آنها نشود .

سوارنظام سنگين اسلحه

عامل ضربت و جنگ نزديك بود . اين سوار ها سراپا غرق آهن و پولاد مي شدند . اسلحه تدافعي آنها عبارت از جوشن چرمي بلندي بود كه تا زانو مي رسيد و روي آن قطعاتي از آهن و پولاد مي دوختند . كلاه خود فلزي آنها طوري بود كه تا پشت گردن و قسمتي از صورت را محفوظ مي داشت .شلوار چرمي و تقريبا تا روي پا مي رسيد . اسب هاي خود را با برگستواني از چرم شتر مي پوشانيدند كه روي آنها هم قطعاتي از آهن و پولاد و به شكل پر مرغ دوخته شده بود و تمام اين قطعات صيقلي و براق بودند . اما راجع به اينكه اين سوار ها سپر هم داشتند يا خير فقط پلوتارك اسمي از سپر هاي پوست يا آهني مي برد ولي در جاهاي ديگر ديده نشده است .اسلحه تعرضي اين سوار ها عبارت از يك نيزه بلند خيلي محكم بود كه طول آنها به دو متر مي رسيد و قدرت بازوي سوار در نيزه زني با اندازه اي بود كه غالبا با يك ضربت دو نفر را به هم مي دوخت . به علاوه يك شمشير كوتاه دو دمه با يك كارد به كمر مي اويختند كه در مبارزه تن به تن استفاده مي شد . بعضي از اين سوار ها تير و كمان هم با خود داشتند . اسلحه و تجهيزات پارتي در جلوي اشعه آفتاب به اندازه اي درخشان و باشكوه بود كه چشم ها را خيره مي نمود و به اين دليل بعضي اوقات براي اينكه توجه دشمن را از دور به خود جلب ننمايند روپوش بلندي به تن مي كردند ( اولين برخورد سورنا با كراسوس در نبرد كاره)

 

  1. پياده نظام

 

در ارتش پارت به پياده نظام زياد اهميت نمي دهند و عده اين صنف نسبت به سوار نظام خيلي كم و فقط براي حراست اردوگاه ها و حفظ دژها و دربندها و خدمات اردويي به كار مي روند .

 

  1. قسمت هاي شتر سوار

 

چنانكه در جنگ اردوان پنجم با روميان ديده شد پارتي ها قسمت هاي شترسوار هم داشته اند ولي از قرار معلوم قسمت هاي شترسوار فقط در آخر دولت اشكاني ايجاد شد و در واقع جانشين سوارنظام سنگين اسلحه بود . ولي در همين جنگ رومي ها گلوله هاي كوچك و خارداري در زمين جنگ پاشيدند و پاي شتر ها را صدمه زده و از سرعت حركت آنها كاستند به اين دليل در دوره هاي بعد ديگر قسمت شترسوار در ارتش ايران ديده نمي شود  .

 

"ژوستن" مورخ رومي در توصيف رشادت پارتي ها اين طور مي نويسد  :

« بايد با حيرت و تحسين به شجاعت پارتي ها نگريست . پارتي ها در نتيجه اين رشادت مردماني را كه بر آنها سيادت داشتند تابع خويش ساختند . حتي دولت روم هم در زماني كه به اوج قدرت خود رسيده بود سه مرتبه با بهترين سردارانش به آنها حمله كرد و در نتيجه دريافت پارتي ها يگانه مردمي هستند كه نه تنها با رومي ها برابرند بلكه فاتح رومي ها محسوب مي شوند . »

 

پايان ارتش اشكاني

 

ادامه دارد ......

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 22:12  توسط آذربرزين  |